دزد

افرادی که من و رپ من رو از سال های پیش می شناسن،
به یاد دارن که من هیچ گونه ترسی از بروز دادن حرف دلم ندارم. حتی اگه این
حرف به قیمت ناراحت شدن عزیز ترین کسم باشه. به نظر من انسان
باید انتقاد پذیر باشه و هر حرفی که منطق درش باشه رو قبول کنه. حالا این
رو داشته باشین

گروه زدبازی که به گفته خودشون و طرفداراشون بهترین و قوی ترین گروه رپ
فارس می باشند، اشعار رپ خودشون رو از جای دیگه تهیه و ترجمه می کنند، می
دونین که غیرت، قدرت و شخصیت یک رپر به اشعارش ربط داره و دزدی شعر از
گروه زدبازی به هیچ عنوان قابل قبول نیست. البته خیلی از طرفدار های
گروه زدبازی ادعا می کنن که من با این نکته قصد مطرح کردن خودم رو دارم در
صورتی که همونطور که گفتم، کسانی که من رو به درستی می شناسن، به خوبی می
دونن که اصلا بحث، بحث مطرح شدن نیست. بحث اینه که هر کی خربزه می خوره
باید پای لرزش هم بشینه

حالا آهنگ “دزد” رو گوش کنید دو ریالیتون میوفته که چی می گم

بخون دیگه

آهنگ
“بخون دیگه” جدید ترین کار جنجال هستش که 3 هفته پیش بیرون اومد. دف این
آهنگ رو یکی از بچه ها به نام سورن زده. این تنها آهنگ از آلبوم هستش که
پخش کردیم. امیدوارم خوشتون بیاد. البته در نظر داشته باشید که همین آهنگ در آلبوم به شکل متفاوت اجرا شده

مرگ فوتبال

تیم ملی سالهاست که مرده

به جرات می شه گفت که تیم ملی از سال 1998 مرده. آن زمان که تیم ملی در
گروه خود دوم شد ، مایلی کهن رو از تیم بیرون کردند و ویرای برزیلی تیم
مایلی کهن رو به جام جهانی برد. آره تیم ملی همان موقع مرد. همان موقع که
مایلی کهن روزنامه نگاران رو به باد مشت و لگد می گرفت، کسی نمی دونست که
خشم مایلی کهن به خاطر از دست دادن عنوان سر مربی تیم ملی نیست، بلکه خشم
او به خاطر مرگ تیم ملی است. وقتی که ایویچ کروات رو مربی تیم ملی کردند و
او که داشت تیم ملی رو زنده میکرد، درست یک هفته مانده به جام جهانی، تیم
ملی دو دسته شد. یک دسته به حمایت از بیژن ذلفقارنسب، و دسته دیگر حامی
جلال طالبی شدند و نتیجه این دو دستگی، بازی های شاهکار دوستانه قبل از
جام جهانی بود که بد ترین نتایج تیم ملی در تاریخ بود. بله تیم ملی که
تازه مرده بود را دوباره کشتند. فقط به خاطر اینکه یک کچل بی محتوا به نام
جلال طالبی می خواست رو نیمکت تیم ملی، به عنوان سرمربی بشینه. سال 2002
که به جام جهانی نرفتیم. سال 2006 هم نتایج کاملا پیشبینی شده گرفتیم. و
جای تیم ملی را در سال 2010 خالی نگذاشتیم. چون تیم ملی از سال 1998 مرد

آن روز رو یادم میاد که کریم باقری در پرسپولیس مصدوم بود. پژمان نوری
محروم بود و گفتند با سابقه ترین فردی که در پرسپولیس بازی میکنه محمدرضا
مامانی هستش. محبوب ترین تیم آسیا به غیر از یکی دو تا بازیکن، دیگه
بازیکن با سابقه ای نداره. ببنید چهقدر تیم ذلیل شده که محمدرضا مامانی با
سابقه ترین بازیکن تیمی مثل پرسپولیسه. حالا یه چیز جالب. کدام بازیکن
ایرانی شاغل در خارج از کشور (فرض کنیم جواد نکونام) می تونه تیمش
رو (مثلا اوساسونا) رها کنه بیاد کشورش و بگه که مادرم مریض بود
و برای تیمش تایین تکلیف کنه؟؟ اصلا غیر قابل تصور هستش. حالا یه بازیکن
 شپشو از عراق به نام مولا محمد داره برای پرسپولیس همین برنامه
رو اجرا میکنه. در نظر داشته باشید که مهم ترین شماره یک تیم شماره 10
هستش. الان سالهاست که این شماره در پرسپولیس به ستاره های اخراجی استقلال
تعلق داره. و موقعی که علی پروین گفت من ترجیح میدم ابراهیمی (مربی که در
یک برنامه تلویزیونی گفت سیستم مورد علاقه من 4-5-2 هستش، یعنی با
دروازبان میشه 12 تا بازیکن) سرمربی پرسپولیس باشه تا آری هان، اون روز به
خودم گفتم پرسپولیس هم مرد

مدتی بود که بازی های استقلال رو به خاطر مشغله کاری تماشا نمی کردم. ولی
امروز بازیشون با ملوان رو دیدم. برام جالب بود  وقتی که آرش
برهانی در آخرین بازی لیگ پارسال اون پنالتی تاسف بار رو زد و امیر قلعه
نوعی گفت که این آخرین پنالتی آرش برهانی در استقلال است، نمی دونم کی به
آرش امروز اجازه داد که پنالتی بزنه. وقتی امیر حسین صادقی که هفته
هاست  به حشتناک ترین شکل بازی می کند، فقط به خاطر
اینکه یک گل زده، به خودش اجازه می دهد که در قلب دفاع، مهاجم فرصت طلب
ملوان رو دریبل بزنه و استقلال به این شکل بازی برده رو مساوی کنه. وقتی
که دوربین، نیمکت استقلال رو نشون می داد که چگونه مرفاوی از این اتفاقات
شاکیه و ناگهان چهره خندان طالبلو، دروازه بان چندین و چند ساله استقلال
به نمایش در اومد، گفتم استقلال هم امروز مرد   

هشمت

همونطور که خیلی هاتون میدونین، من و سیاوش هفت سال پیش تعداد زیادی آهنگ ساختیم و پس از چندین سال 23 تا از این آهنگ ها رو کنسل کردیم. 3-4 سال پیش یکی از نوچه های عرفان که دارای دستمال یزدی بسیار زیبایی هم هست یکی از این آهنگ های کنسل شده به نام “هشمت” رو به دست آورد و در کمال مردونگی و رسم هنرمندی این آهنگ رو پخش کرد. البته این الاق آهنگ رو به اسم “توهم” که هم اسم آلبوم آینده من هم هست پخش کرد چون تو کورس این آهنگ حرف از توهم زدم، این گوسفند هم فکر کرد آهنگ اسمش توهمه

تا اینجا رسیدیم که امروز داشتم با فرشاد رپفا صحبت می کردم و بحث این آهنگ وسط کشیده شد و گفت که آره این آهنگ رو از همین بابایی که این بالا گفتم گرفته و “دست به دست” چرخیده و چون خودت (یعنی من) نخواستی، رپفا هم این آهنگ رو منتشر نکرده. واقعا دم رپفا و البته فرشاد گرم. و خاک برسر اون خاک بر سر که آهنگ من رو دست به دست چرخوند، ولی جرات نکرد تو سایت رپی که زده بود و هنوز هم خودش مدیرشه منتشر کنه

حالا از همه اینها گذشته، من و فرشاد به این ایده رسیدیم که همون میکس قبلی آهنگ “هشمت” رو مستر کنم که اگه خدا بخواد فردا از رپفا پخش شه. البته خودم جلو جلو آهنگ رو تو وبلاگ خودم و سایت سلسله رکوردز پخش کردم که خیالی نیست. سایت های ما که بیننده ندارن بابا هه هه هه. امیدوارم از این کار فسیلی خوشتون بیاد. برای شنیدن آهنگ برین تو قسمت موزیک

ساز نی

ساز نی، یکی از زیبا ترین ساز های اصیل ایرانیه که ساختنش بسیار آسان، ولی نواختنش بسیار سخته. ویدیوی بالا استاد حسن کسایی رو نشون میده که داره نی میزنه. او با یک مشت کاغذ هم تونسته صدایی همچو نی در بیاره نی ساز روستاییان و چوپانان ایرانیه که با کندن یک عدد نی شکر، خالی کردن و گماردن سوراخهایی بر روی آن ، سازی مثل فلوت درست می کردند که به نظر من خیلی دل نشین تر از فلوته. سازیه که نوازندش از همه بیشتر حال می کنه و در هر آهنگی هم که تنظیم میشه، یک جلوه خواصی به اون آهنگ می ده

حالا آقا سیاوش ما هر ساز بادی رو بدی دستش صداشو در میاره. از قرنی و فلوت و بوق فرانسوی و انگلیسی گرفته، تا شیپور وساکسیفون و ترومپت. ولی نی رو تا به حال امتحان نکرده بود تا اینکه یه نفر از ایران براش یک عدد نی میاره. آقا سیاوش 6 ماهی تمرین می کنه که فقط بتونه یه صدایی از این نی در بیاره و الحق که با پشتکاری فراوان تونست یه کارایی بکنه و حتی یک سری نت هم بنوازه

هفته پیش به سیاوش و هم کلاسی هاش یه پروژه ای رو دانند و اون این بود که اینها باید یک سازی رو می ساختند. آخه سیاوش یک دوره یک ساله صدا و موسیقی رو داره میخونه. خلاصه سیاوش تصمیم میگیره که یک نی درست کنه و
این کار رو تو پنج دیقه می کنه. نی رو سر کلاس می بره و به همه می گه که خوب به سازی که ساخته نگاه کنند و حتی سعی کنن که ساز رو بنوازن که البته کسی موفق به این کار نمی شه. وقتی سیاوش شروع به نواختن می کنه، معلمشون کف می کنه و با صدا کردن معلم های دیگه، با به به چه چه کردن، یک نمره توپ به سیاوش میده. این عکس همون نی هستش که سیاوش درست کرده