به زودی راجع به خودم می نوسیم. شاید هم ننویسم. چون تو به عنوان شخص سوم انتظار داری من کی باشم؟ اگه مثلا شخص دوم باشی و منو بشناسی، باز هم در بعضی از موارد تو شناختن من شک می کنی حالا چه برسه من بخوام به عنوان شخص اول راجع به خودم بنویسم و تو به عنوان شخص سوم اونو بخونی . به طور مثال، پسر عموی من به خاطر یک سری مسائل، حدود یک سال خونه ما مستقر بود و تو اون یک سال، تازه تا حدودی پی برد که من چه جور آدمیم و خصوصیات اخلاقیم چیه. و یک مثال بهتر اینه که برادر خودم که دو هفته با ما زندگی میکرد و دو هفته نبود، هیچ وقت نفهمید من چه جور آدمیم. ولی میشد حس کرد که براش جالبه که بدونه
البته نه اینکه بخوام بگم تهفه نطنز هستم نه. چون واقعا خودم هم نمی دونم که راجع به خودم چی بنویسیم. فرض کنیم نوشتم که “آره من سیامک جنجالی هستم متولد تهران، از بچگی ارگ میزدم و از فلان سال رپ خوندمو فلان و بیسار…” خوب که چی؟ چی عاید تو میشه؟؟؟ بعد از خوندن این مطلب گمانت بر اینه که دگیه منو شناختی؟؟؟ اصلا بگذریم. شاید دادم یه شخص دوم راجه به من نوشت. حالا کیو باید انتخاب کنم؟؟ شاید اصلا این کار رو نکنم